على ربانى گلپايگانى

103

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مركب از نور و ظلمت است ، زيرا ظلمت امر عدمى است ( و نور امر وجودى است و معقول نيست كه واقعيت وجودى ، مركب از امر وجودى و عدمى باشد ؛ زيرا ظلمت يعنى عدم نور ، و معقول نيست كه نور از عدم خود تشكيل گردد ) ، بلكه شدت نور شديد در اصل نور بودن آن است و همچنين است ضعف نور ضعيف ( كه در نور بودن آن است ) ، پس براى نور به اعتبار مراتب مختلف آن به لحاظ شدت و ضعف ، دامنهء پهناورى است ( اين اختلاف ، اختلاف مرتبه‌اى و طولى نور است ) و براى هرمرتبه نيز به اعتبار قابلهاى گوناگون كه همان اجسام كثيف ( غير شفاف ) مىباشند نيز ، دامنهء گسترده‌اى است ( اين اختلاف ، اختلاف عرضى نور است ) . همين‌گونه است وجود ( كه آن هم مانند نور حسى ) حقيقتى واحد و داراى مراتب مختلف و متمايز به لحاظ شدت و ضعف و تقدم و تأخر و غير آن ( قوه و فعل ، مجرد و مادى و . . . ) مىباشد ، پس « ما به الامتياز » در اين مراتب گوناگون به « ما به الاشتراك » ، و « ما به الاختلاف » به « ما به الاتحاد » بازمىگردد . پس خصوصيت هيچ يك از مراتب وجود جزء مقوم ( فصل ) وجود نمىباشد ؛ زيرا همان‌گونه كه ( در فصل ( 7 ) از همين مرحله ) خواهد آمد ، وجود بسيط است ، ( مركب از جنس و فصل نيست ) و ( نيز خصوصيت هرمرتبه ) ، امرى خارج از وجود هم نيست ؛ زيرا اصيل بودن وجود هرآنچه غير وجود و خارج از آن است را باطل مىسازد ( چيزى غير از وجود منشاء اثر نيست ) ، بلكه خصوصيت در هرمرتبه ، مقوم همان مرتبه است ( نه به معناى مقوم بودن فصل براى نوع ، زيرا همان‌گونه كه اشاره شد وجود بسيط است ، بلكه ) به معناى اين‌كه آن خصوصيت ، خارج از آن مرتبه نيست ، ( و به عبارت ديگر ، آن مرتبه بودن عين حقيقت وجود همان مرتبه است نه جزء حقيقت آن و نه خارج از حقيقت آن ) . براى حقيقت وجود ( در عين واحد بودن دو نوع كثرت است : 1 - كثرت طولى ، 2 - كثرت عرضى ) ، كثرت طولى ( آن ) به اعتبار مراتب مختلف آن‌كه از ضعيف‌ترين مراتب ، يعنى مرتبه‌اى كه هيچ‌گونه فعليتى غير از فعليت نداشتن ، ندارد